Ehsaniha logo

من، نان، برکت

۱۶ دی ۱۴۰۱

#کوله پشتی

بسم الله الرحمن الرحیم

《 من، نان، برکت》

رسول خدا(ص) می فرماید: «اِنَّ الْعَبْدَ لَیَتَصَدَّقُ بِالْکِسْرَةِ تَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ حَتّی تَکُونَ مِثْلَ اُحُدٍ》 به راستی، بنده، پاره نانی صدقه می دهد [آن پاره نان ] نزد خدا بزرگ می شود تا مانند کوه احد شود.»

● مَن!

من! ۳۰ ساله ! با افتخار یک مادر هستم کم و بیش با پسرهای خیریه اشتیاق آشنایی داشتم، چند سالی بود هر وقت نذری داشتیم سهمیه بچه ها را کنار میگذاشتم، از دو سال پیش عید غدیر تصمیم گرفتیم ماهی یکبار برای بچه ها غذا ببریم، یک پوستر ساده طراحی و برای دوستان و آشنایان فرستادم. با اینکه تجربه اولم بود به لطف خدا هزینه پخت و پز غذا فراهم شد. ماه های بعد با انرژی و علاقه بیشتری این کار تکرار شد و قرار ماهانه غذا برای پسران اشتیاق نام گرفت .

● نان!

اردیبهشت سال ۹۵ بود که بخش وسیعی از باغات روستای مادری من (فورخورج) در آتش سوخت. به همین سبب نیمی از اهالی روستا شغل اصلی خودشان را از دست دادند وجوان تر ها برای کار به شهر آمدند. از قدیم در خاطرم بود که مادربزرگم برای ما نان می پخت ولی در سال های اخیر به دلیل کهولت سن و کمبود آرد این امر میسر نبود. به دلیل فاصله دو کیلومتری تا اولین نانوایی تهیه نان برای افراد سالخورده به آسانی امکان پذیر نیست.

● برکت!

دعای خیر پسران اشتیاق خانواده من را با ستاد اجرای فرمان امام آشنا کرد. یک گروه جهادی تشکیل دادم و مسئولیت توزیع ارزاق اهدایی به روستای مادری را بر عهده گرفتم. ایده توزیع نان به لطف روایاتی که خواندم و شنیدم اولین بار در فورخورج اجرایی شد. در حال حاضر با مشارکت دوستان و آشنایان و به لطف برکت دعای خیر مردم ماهانه چندین مرحله نان در این روستا و محله های کم برخوردار بندرعباس توزیع میکنیم.

هدیه به صاحب عصر به امید گوشه چشمی....