حسین-دبیرستان-احسان

آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبه جدک الحسین

دشمنان از همه  طرف  به  تو هجوم آوردند، و تو را به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص و رفتن برتو بستند، تاآنکه هیچ یاورى برایت نماند، ولى توحسابگر(عمل خویش براى خدا)و صبور بودى، از زنان و فرزندانت دفاع و حمایت مینمودى، تاآنکه تو را از اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس با بدن مجروح بر زمین سقوط کردى،…

درحالیکه اسبها تو را با سُم هاى خویش کوبیدند، و سرکشان با شمشیرهاى تیزِشان برفرازت شدند، پیشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود ، پس گوشـه نظرى به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندى، در حالیکه از زنان و فرزندانت (روگردانده) به خویش مشـغول بودى، اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت ، شیـهه کشان و گریـان، بجانبِ خیمه ها رو نمود، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند،  زینِ تو را بر او واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند، در حالیکه  گیسوان برگونه ها پراکنده نمودند، بر صورت ها طپانچه مى زدند و  نقاب از چهره ها افکنده بودند، و بصداى  بلند شیون میزدند، و از اوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند، و به سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند، درهمان حال شِمرِ ملعون برسینه مبارکت نشسته، و شمشیر خویش را بر گلـویت سیراب  مینمود، با دستى  مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد، (وبا دست دیگر) باتیغِ آخته اش سر از بدنت جدا مى کرد، تمامِ اعضا و حواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهاىِ مبارکت درسینه پنهان شد ،وسرِ مقدّست برنیزه بالا رفت، اهل و عیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند، ودر غُل و زنجیر آهنین بر فراز جهازِ شتران دربند شدند، گرماى (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان مى سوزاند ، در صحراها و بیابانها کشیده میشدند، دستانشان به گَردَنها زنجیر شده، درمیان بازارها گردانده میشدند و ….

این بخشهائی از زیارت ناحیه مقدسه حضرت بقیه الله خطاب به امام حسین بود .

عاشورا-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان

محرم-مدرسه-احسان