عوامل خطر:
به معناي آن ويژگيها ، متغيرها يا رخدادهايي است كه اگر براي فرد خاص رخ دهد احتمال آنكه او دچار يك اختلال شود بيشتر از كساني است كه بطور تصادفي از بين جمعيت انتخاب شوند.

عوامل حفاظت كننده:
عواملي هستند كه در صورت وجود آنها احتمال بروز يك اختلال كاهش مي يابد.

عوامل خطر:
– محيط خانوادگي آشفته و بهم ريخته خصوصا” اگر والدين سوء مصرف كننده مواد يا مبتلا به يكي از انواع بيماريهاي رواني باشند.
– فرزند پروري ناكارآمد خصوصا” در باره كودكاني كه داراي (خلق و خوي منفي) و يا دچار اختلالات سلوك هستند.
– فقدان دلبستگي و حمايت متقابل از سوي فرزند و والدين.
– ساير عوامل خطر، مربوط به ارتباط كودك با عوامل اجتماعي بيرون از خانواده است خصوصا” مدرسه، همسالان و جامعه كه برخي از اين عوامل عبارتند از:
– رفتار پرخاشگرانه و خجالتي بودن در كلاس، شكست تحصيلي، مهارتهاي اجتماعي ضعيف، پيوستن به همسالان منحرف يا همسالاني كه تا حدي رفتارهاي خلاف و انحرافي دارند.)
– همچنين از عوامل ديگر: نظير در دسترس بودن مواد، قاچاق مواد و اين باور كه بطور كلي مصرف مواد مورد پذيرش ديگران است بر تعداد نوجواناني كه مصرف مواد را شروع مي كنند موثر است. ( يا رسيدن به اين باور كه مصرف مواد مخدر در مدرسه، گروه همسال و محيط اجتماعي ، مورد تائيد و حمايت است).

عوامل حفاظت كننده:
– پيوند و تعلق محكم با خانواده (پايه تربيت در خانواده و ارتقاي آن در مدرسه اتفاق مي افتد)

– نظارت والدين همراه با قواعد مشخص مربوط به نحوه رفتار در درون خانواده و آشنايي كامل والدين با زندگي روزانه فرزند خود.

– موفقيت تحصيلي

– ارتباط قوي با نهادهاي اجتماعي نظير خانواده، مدرسه و نهادهاي مذهبي.

– اكتساب هنجارهاي متداول و مرسوم در باره مصرف مواد مخدر.

توجه:

– در حيطه مصرف مواد عواملي نظير سابقه مصرف مواد، افسردگي يا اختلال شخصيت ضد اجتماعي و يا سكونت در مناطقي كه سوء مصرف مواد وجود دارد و ديگران نيز مصرف آنرا مي پذيرند جز عوامل خطر محسوب مي شود.

– هر چه عواملي خطري كه يك كودك تجربه مي كند بيشتر باشد احتمال آنكه او در دوران نوجواني مصرف مواد و مشكلات ناشي از آن را تجربه كند بيشتر خواهد شد.

– پژوهش ها نشان داده اند كه روابط خانوادگي محكم و توانايي موفقيت و پيشرفت در مدرسه كمك مي كنند تا حتي اگر كودك در طول زندگي خود با تعداد قابل توجهي از عوامل خطر روبرو شود، لزوما” دچار مصرف مواد مخدر و مشكلات همراه آن نشود.

– شناختن عوامل خطر و حفاظت كننده مصرف مواد در يك اجتماع، يكي از اقدامات مهم در مقابله با مشكل مصرف مواد در آن اجتماع است.

– رفتارهای پر خطر بر هم اثر تشدید یا تقویت کننده دارند ودر بسیاری از موارد با هم رخ می دهند. مثل اعتیاد که با خشونت و مصرف دخانیات و رفتارهای پرخطر جنسی همراه است. و برعکس رفتارهای سالم نیز بر یکدیگر چنین اثری دارند.

– سبك فرزند پروري مناسب طيفي از پذيرش(گرم بودن با فرزند،تعهد) -توقع (وضع قوانين بر اساس خواسته) يعني محبت و انضباط و عمل : (نظريه ديانا و مريند)

– از عوامل خطر ديگر : مديريت ضعيف در خانواده-فقدان نظارت روشن-كنترل و نظارت كمتر-دخالت بيش از حد يكي از والدين و دوري و آسانگيري والد ديگر-الگوي ارتباطي منفي(انتقاد،فقدان تحسين و تمجيد)-وجود مرزهاي ناهمخوان-انتظارات غير واقعي والدين از فرزند و … .

ويژگيهاي رواني- اجتماعي دوره نوجواني ( عوامل و شرايط زمينه ساز)

اين عوامل بطور كلي پيش بيني كننده اعتياد نمي تواند باشند و عوامل حفاظتي (شخصيت، آگاهي و توانايي هاي حل مشكل در فرد و … ) كاملا” مي توانند آنها را خنثي نمايند.

بسياري از ويژگيهاي هيجان طلبي و نوجويي ريشه در هويت جويي نوجوانان دارد. اين به عنوان يك عامل خطر براي همانند سازي با برخي الگوها مي توانند محسوب شود.همچنين:

۱- سن بلوغ: همگام با تغييرات بدني ، خصوصيات رواني نيز تغيير مي يابد. با رشد ناگهاني، افزايش قدرت عضلاني، تمايلات جديدي پيدا مي شود ( احساس آزادي، گرايش به ارتباط با ديگر نوجوانان،آمادگي قبول مسئوليت و …) اين تغييرات و خصوصيات نوجوان را در مخاطراتي قرار مي دهد كه در صورت عدم برخورد مناسب با مشكلات مي تواند زمينه ساز مصرف مواد باشد.

۲- تجربه كردن، ارضاي كنجكاوي و تحت تاثير همسالان بودن : بر اساس تحقيقات سال ۸۶ در كشور از مهمترين دليل شروع مصرف مواد اعيتاد آور ۲۸٫۸ درصد

۳- فشار گروههاي هم سن و سال (دوستان): يكي از مهمترين عوامل در شيوع مصرف مي باشد.افراد مصرف كننده براي اينكه رفتار خود را تائيد كنند سعي مي كنند دوستان خود را وادار به همراهي نمايند. فرد نيز براي اينكه از جمع دوستان طرد نشود ، براي ارضاي نياز تعلق به گروه نمي تواند مقاومت كند. با تاثير پذيري از دوستان، از فعاليتهاي خانوادگي نيز دوري مي كنند.

ادوين ساترلند ۱۹۷۳ از مهمترين نظريه پردازان اين ديدگاه معتقد است كه رفتار سوء مصرف مواد مخدر ياد گرفته مي شود.

۴- ناتواني در برقراي ارتباط با ديگران: با ايجاد روابط مناسب با ديگران، احساس تعلق و پذيرفته شدن به جمع را در خود ارضاء مي كند۰(نشان دادن اينكه مرد يا زن شده)، اگر فاقد اين مهارت باشد ممكن است براي ارضاي اين نياز و خارج شدن از تنهايي بطرف مصرف مواد كشيده می شود تا در گروههاي مصرف كننده اين مواد پذيرفته شود.

۵- با انرژي بودن: جوانان به سادگي خسته مي شوند و حوصله شان سر مي رود و بي برنامه مي باشند.

۶- محدود شدن ارتباط كلامي: به پرسش هاي والدين خيلي كوتاه جواب مي دهند و كمتر حرف مي زنند.

۷- تنها ماندن در منزل: داشتن حريم خصوصي،داشتن مكاني براي ملاقات با دوستان يا صحبت تلفني با دوستان و … ، والدين بايد بصورت آگاهانه به اين حق نوجوان احترام بگذارند.

۸- مصرف بي رويه و نامحدود: ساعتها با تلفن و موسيقي سپري مي كنند. ولخرجي هاي بي حد و حصر دارند.

۹- بد اخلاق شدن، زود رنجي ، حساسيت، كم طاقتي، نوسانات رواني و خلقي، تحريك پذيري . به سرعت نيز آرام مي گيرند.

۱۰- لباس پوشيدن: تاثير پذيري از مد.

۱۱- كاهش علاقه به درس: به ورزش، تلويزيون، تماشاي فيلم، وقت گذراني با دوستان و شركت در ميهماني ها ، بيشتر از قبل علاقه نشان مي دهند.گريزان بودن از كار ، بهانه درس مي آورند و ترجيح مي دهند به كار هايي كه علاقه دارند بپردازند مثل موبايل ، موسيقي، كامپيوتر و … .

۱۲- شكست اجتماعي: مشكلات و شكست براي همه پيش مي آيد، گاهي اين ناكامي ها بصورت پي در پي و با ناكامي هاي شديد همراه است. براي حل آن تلاش بيشتر و اراده محكم لازم است. برخي به سبب ضعف شخصيتي و اراده سعي در فرار از حقايق دارند.

۱۳- خانواده متزلزل و متشنج: مشكلات خانوادگي ، درگيريها، بي نظمي در خانواده، هم ناراحت كننده و هم استرس زا است.

۱۴- بيماريهاي روانپزشكي: در صد بالايي از معتادين دچار بيماري رواني مي باشند. به دو علت: اول اينكه اعتياد باعث اين بيماري ها مي شود و دوم اينكه افراد افسرده و داراي بيماريهاي رواني ممكن است به سمت مصرف مواد كشيده شوند. ( مي خواهند اين مشكل را با مصرف مواد حل كنند، در حاليكه راه صحيح مراجعه به پزشك و درمان صحيح است) .

۱۵- مقابله با استرس/ احساس بزرگي/ احساس تعلق و ريسك كردن: براي فرار از مشكلات راه غلط را انتخاب مي كند، فكر مي كند با مصرف مواد فرد بزرگي مي شود. و نا آگاهي از خطرات ناشي از مصرف چون، درك برخي از احتمال خطرات ناشي از مصرف، كمتر از واقعيت است. مي گويد اراده كند مانع مصرف مي شود.

۱۶- مصرف سيگار: سيگار دروازه اعتياد ( تدخين/ خوردن/ تزريق)

درمصرف مواد : اول انكار و دروغگويي، دوم تغيير رفتار، سوم اينكه هر ماده اي باي خود زمان مصرف دارد، تقريبا” در ۱۲ ساعت دو بار در زمانهاي خاص بيرون مي رود.

۴۵۰ نوع عامل خطر كه زمينه ساز يا مستعد كننده زمينه براي فرد بطرف اعتياد مي باشند شناخته شده است.

عوامل خطر : (فردي)

– مهارتهاي اجتماعي ضعيف

– مشكلات جسمي و رواني

– كودك كاملا” وابسته

– اعتماد به نفس پائين

– هيجان طلبي (تمايل به انجام اعمال خطرناك فيزيكي و اجتماعي بخاطر تجربه هيجاني جديد)

– مواجهه زود هنگام (دوران كودكي) با مواد

– فرزند والد مصرف كننده مواد

– فقدان باورهاي مذهبي

– بي علاقگي به مدرسه

– ترك تحصيل

– برداشتهاي مثبت در مورد رفتار مصرف مواد

عوامل محافظت كننده: (فردي)

– مهارتهاي اجتماعي مناسب نظير تصميم گيري، حل مساله، مقابله و كنار آمدن و مهارتهاي اجتماعي و بين فردي

– استقلال و توانايي مقابله با فشارهاي رواني

– داشتن شخصيت و ويژگيهاي مناسبي نظير مثبت نگري، جهت مندي و معنا در زندگي، با اراده بودن و پايداري

– تمايل به به حضور در مدرسه

– عملكرد تحصيلي مطلوب

– داشتن افكار و نيات در جهت رفتارهاي سالم

– عوامل خطر محيطي: (خانواده)

– كشمكش هاي خانوادگي / غيبت يكي از والدين به دليل جدايي، طلاق يا مرگ

– مهارتهاي فرزند پروري ضعيف

– والدين يا برادران و خواهران مصرف كننده مواد

– خشونت خانوادگي و طرد فرزند

– شرايط مالي و اقتصادي ضعيف كه سبب فقدان بهره مندي از منابعي نظير سرپناه،تعليم وتربيت و خدمات بهداشتي و اجتماعي مي شود.

– عوامل محافظت كننده محيطي: (خانواده)

– داشتن دلبستگي مثبت كه مشوق احساس تعلق و مراقبت است (نظير دلبستگي خانوادگي، اجتماعي، مذهبي)

– كم بودن رخدادهاي فشار آفرين زندگي

– نظارت والدين

– محيط خانوادگي حمايت كننده و در عين حال با ساختاري مشخص

– مهارتهاي فرزند پروري موثر

– تعارض كم بين والدين يا زوج

– بهره مندي از مسكن و درآمد كافي

– عوامل خطر محيطي: (اجتماع)

– فقدان امكانات و فعاليتهاي سرگرم كننده و مفرح

– فقدان تقويت و تحكم معيارهاي فرهنگي و مذهبي

– مصرف مواد در سطح جامعه

– همسالان مصرف كننده مواد

– فقدان معيارهاي تحصيلي مثبت

– تقويت و تحكيم نشدن قوانين و هنجارها

– محروميت هاي اقتصادي شديد(نظير بيكاري گسترده، تامين نبودن مسكن و بالا بودن نرخ جرايم)

– در دسترس بودن مواد و قيمت ارزان

– عوامل محافظت كننده محيطي: (اجتماع)

– فراهم بودن امكانات تفريحي و سرگرم كننده

– فراهم بودن مقدمات بهداشتي و اجتماعي

– فراهم بودن فرصتهاي شغلي و امكانات رشد اقتصادي

– داشتن همسايگان و محله اي مطلوب

– وجود معيارهاي فرهنگي مذهبي مثبت

– وجود قوانين و سياستهاي اجرايي كه دسترسي به مواد مخدر را محدود مي كند. براي مثال افزايش ماليات بر توليد سيگار يا ممنوعيت مصرف آن در مكانهاي خاص

هاوكينز – كاتالانو و ميلر ۱۹۹۲ بنيانگذاران رويكرد عوامل خطر و حفاظت كننده

خلاصه بررسي جامعي كه در باره اين عوامل خطر و حفاظت كننده مصرف مواد بعمل آورده اند.

– عوامل خطر محيطي:

محروميت اقتصادي و اجتماعي ( محله اي نامناسب و جرم خيز)

دلبستگي اندك به محيط زندگي و آشفتگي اجتماعي ( عدم نظارت بر اماكن عمومي)

نقل و انتقال و جابجايي ( محيطي و حتي مدرسه)

قوانين و هنجارهاي حمايتگر مصرف مواد ( اگر حامي رفتارهاي غير اجتماعي، كجروي و مصرف مواد باشند)

در دسترس بودن مواد

– عوامل خطر فردي:

سابقه اعتياد به مشروبات الكلي در خانواده

مديريت ضعيف در خانواده( فقدان انتظارات روشن-تنبيهات شديد-مديريت ضعيف)

رفتارهاي ضد اجتماعي و پرخاشگري در سنين پائين(خصوصا” پسران ، خجالتي بودن يا بيش فعالي در دبستان) خطر مصرف مواد در سنين نوجواني بالاتر

مصرف مواد مخدر توسط والدين و نگرش مثبت آنها به مصرف اين مواد

شكست تحصيلي ( در سالهاي آخر دبستان)

تعهد اندك به مدرسه

احساس بيگانگي و سركشي ( خود را جزئي از جامعه نمي دانند،اعتقادي به مقوله موفقيت و مسئوليت ندارند، رفتارهاي ضد اجتماعي)

رفتار ضد اجتماعي در اوايل دوره نوجواني

دوستي و همراهي با همسالان مصرف كننده مواد مخدر ( حتي اگر عوامل خطر ديگر را تجربه نكند اين مورد كافي است)

نگرش هاي مثبت در باره مواد مخدر ( اغلب در دوره راهنمايي شروع مي شود)

شروع مصرف مواد مخدر در سنين پائين